9 مانع پیاده سازی مدیریت کیفیت را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


1. فقدان تعهد مدیریت

I. موفقیت هرگونه تلاش سازمانی نیاز مبرم به تعهد شدید مدیریت نسبت به مدیریت زمان و منابع سازمانی دارد. هدف باید به صورت شفاف و مستمر با تمام پرسنل و مدیریت باید همواره اصول مدیریت کیفیت را اجرا نماید.


2. ناتوانی در تغییر فرهنگ سازمانی

تغییر فرهنگ یک سازمان دشوار است و به چیزی حدود 5 سال زمان نیاز دارد. مدیریت باید مفاهیم اساسی تغییر را فهمیده و به کار بَرَد. این مفاهیم عبارتند از:

I. افراد زمانی تغییر می کنند که بخواهند و نیز در جهت تامین خودشان باشد.

II. هرگز انتظار نداشته باشید که فردی در جهت تامین و برآورده نمودن ارزش های سازمان قدم بردارد مگر دلایل کافی و مناسب به وی ارائه شود.

III. برای اینکه تغییر مورد پذیرش قرار گیرد، افراد باید از ترس و نگرانی رهایی یافته و به سوی اعتماد سوق داده شوند.


موانعی که در راه ایجاد یک تغییر فرهنگی وجود دارند، عبارتند از: فقدان یک ارتباط ثر بخش و تاکید بر حصول نتایج در کوتاه مدت. سازمان هایی که زمان بیشتری را صرف جنبه های فرهنگی استقرار مدیریت کیفیت جامع می کنند احتمال موفقیت خود را افزایش می دهند.


3. برنامه ریزی نا مناسب

I. تبادل دو طرفه ایده ها در توسعه ی طرح استقرار در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به جای اهداف مالی و فروش، رضایت مشتری باید به عنوان هدف اصلی قرار بگیرد. پترسون پروداکتس یک شرکت صنایع فلزی نزدیک شیکاگو است که تحویل به موقع خود را بهبود بخشید و این امر منجر به 25% افزایش در فروش گردید. بر کیفیت تمرکز کنید، اهداف دیگر در پی آن محقق خواهد شد.


4. فقدان آموزش و تحصیل مستمر

I. در ابتدا باید نیازها را تعیین کرد و سپس برنامه ای برای دستیابی به آن ها طراحی نمود. آموزش و یادگیری در صورتی بسیار موثر می شود که مدیریت ارشد، آموزش اصول مدیریت کیفیت را برعهده بگیرد. اطلاع رسانی منظم و مستمر از تلاشهای انجام شده پیرامون مدیریت کیفیت به همه ی افراد، خود یک آموزش غیر رسمی است.


5. ساختار سازمانی ناسازگار و افراد و بخش های ایزوله شده

I. استفاده از تیم های چند وظیفه ای به برطرف کردن موانع بزرگ این چنینی کمک می کند.


6. تکنیک های اندازه گیری ناکارامد و عدم دسترسی به داده ها و نتایج

I. مشخصات کلیدی سازمان را باید اندازه گیری کرد تا اتخاذ تصمیمات موثر امکان پذیر باشد. به منظور بهبود یک فرایند، به اندازه گیری تاثیر ایده های بهبود نیاز است.


7. توجه ناکافی به مشتریان داخلی و خارجی

I. سازمان ها نیاز به شناسایی و درک نیازها و انتظارات متغیر مشتریان خود دارند. وقتی یک سازمان در اقتدار بخشیدن به افراد و تیم ها توفیق نمی یابد نمی تواند مسئولیت نتایج حاصله را به گردن آن ها بیندازد.


8. استفاده ناکافی از توانمندسازی و کار تیمی

I. تیم ها به آموزش مناسب و حداقل در شروع کار به یک تسهیل کننده، نیاز دارند. در صورت امکان باید توصیه های  تیم را اجرا نمود.


9. عدم تفوق در بهبود مستمر

I. فقدان بهبود مستمر در فرایندها، محصول و یا خدمات، سازمان را از اوج به حضیض خواهد رساند.